تبليغاتX
کوه ها باهمند و تنهایند

کوه ها باهمند و تنهایند

همچون ما باهمان ِتنهاهایان...
عید همگی مبارک.....

سلام به همه ی دوستای مهربونم

این دفعه قرار بود فقط عکس باشه

ولی..........

همیشه یه حرفایی تو دل آدم میمونه ...........

برای همه ی فرشته های زمینی سال خوب -پر از شادی-آزادی-سلامتی و همه ی سین های خوب دیگه!آرزو میکنم

و یه چیز دیگه:

http://irandokht1981.blogfa.com/

سر بزنین پشیمون نمیشین!

دوستدار شما

                         ستاره

 

 

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در و ساعت 12:22
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم.

سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 شاهنشاهی و 1387 خورشیدی. اگرچه پیامبراسلام 1387سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1387 سال می باشد. به سرزمین خود ببالید

 

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در و ساعت 11:45
هفت سین!!!!!!
هفت سين بعضیا!!!!! : سنگسار، سرکوب، سانسور، سلول، سياهچال، سوگواري، سياه پوشي و سينه زني

نمیخواستم چیزی بگم ولی انگار دل خیلیا خونه....

این جز نظرات یکی از دوستان محترم هست.....

<<پیشنهاد میکنم اینها را هم اضافه کنید:
سرطان-سردرد-سل-سرخک-سیاه زخم-سکته-
البته چند تای دیگم میگم ولی شما باید خودتون س به اول اون اضافه کنید
شکنجه-قطع اعضای بدن-شلاق-بریدن سر-یورش -

>>

و با تمام این حرف ها....

 

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در و ساعت 19:7
من یا تو؟؟؟

 

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر

می تواند تنها یك همسر داشته باشد


و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی...

برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه لازم است

 ولی تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی!

در محبسی به نام بكارت زندانی است


و تو . . .

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی


او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد.


او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی

او مادر می شود و همه جا می پرسند


نام پدر....


و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود ...مادر می شود ...پیر می شود و میمیرد

وقرن هاست كه اوعشق می كارد و كینه درو می كند

چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان


جوانی بر باد رفته اش را می بیند

و در قدم های لرزان مردش ،گام های شتابزده جوانی برای رفتن

و درد های منقطع قلب مرد ،

سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده


و پیری مرد


رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...

و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد.


خداوندا تو میدانی که انسان بودن


و ماندن در این دنیا چه دشوار است


چه رنجی میکشد آنکس که انسان است


و از احساس سر شار است . . . . .

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در و ساعت 21:3