تبليغاتX
کوه ها باهمند و تنهایند

کوه ها باهمند و تنهایند

همچون ما باهمان ِتنهاهایان...
مرا فریاد کن..
قصه نیستم، که بگویی...

نغمه نیستم، که بخوانی...

 صدا نیستم، که بشنوی...

 یا چیزی چنان که ببینی...

 یا چیزی چنان که بدانی ...

من درد مشترکم..

 مرا فریاد کن..

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در شنبه 7 اردیبهشت1387 و ساعت 19:50
پر پرواز ندارم

پر پرواز ندارم

اما دلی دارم و حسرت درناها

و به هنگامی كه مرغان مهاجر

در دریاچه ماهتاب

پارو میكشند

خوشا رها كردن و رفتن!

خوابی دیگر

به مردابی دیگر!

خوشا ماندابی دیگر

به ساحلی دیگر

به دریایی دیگر!

خوشا پر كشیدن ،خوشا رهایی

خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 15:16
پرواز
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست.
 لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي.
 پرهايش را بزن...
خاطره پريدن با او کاري مي کند که
 
 
خودش را به اعماق دره ها پرت کند.
|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در جمعه 16 فروردین1387 و ساعت 12:20
فریاد
در به در تر از باد زیستم

در سرزمینی که گیاهی در آن نمی روید....

ای تیز خرامان !

لنگی ِپایِ من از

ناهمواریِ راه شما بود.....

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در دوشنبه 12 فروردین1387 و ساعت 15:31
من نگویم....

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 16:31
هرزه مردان دیار ما

((مگه میشه از یه گوشت توپ که جلو ماشینت ادا اطوار میاد گذشت؟))

این حرف را یکی از همکاران متاهل می گفت .این همکار محترم نه دون ژوان است نا بیمار روانی یک انسان عادی ، ایرانی، مذهبی با ظاهری عادی و زندگی متعارف است .

 در ایام محرم آنقدر بر سینه زده بود که تا مدت ها از جوش های چرکی ناشی از ضربات محکم به سینه اش خون بیرون می آمد .

این اقا به تازگی صاحب دختری شده است و زمانی که نام نوزاد را از او پرسیدم با نگاهی عمیق در چشمان من نگاه کرد و گفت :(( به نام نامی خانم فاطمه زهرا اسم دخترم را زهرا گذاشته ام  ))

 این آقا معمولا هفته ای یکبار همسرش را به خانه مادر می فرستد تا بتواند فاحشه ای را در خیابان سوار کند و به خانه ببرد . و فردای آنروز این کار را با افتخار برای بقیه تعریف کند .

اسم این آدم مهم نیست که این فرد یک تیپ فکری حاکم بر بسیاری از مردان ما است .مردانی که زنشان دیگ زود پز و  دستگاه تولید مثل هستند و شب جمعه ای هم می شود از سر سیری با آنان به صبح رسید .

 به جرات می گویم که در هر محیطی که بوده ام درصد بالایی از مردان آن جمع همیشه نیم نگاهی به زنان دیگر داشته اند  و تعهد را در پر کردن معده همسر و پرداخت ماهیانه به او می دانسته اند . و درد سر های پایین تنه شان را همیشه دستمال فواحش و دیگر زنان التیام داده است .

  دردا که در جامعه ای که وجدان و انسانیت را باید از کتاب و ضمیری غیر از ضمیر خویش به عاریت گرفت نمایی جز این نمی توان انتظار داشت.

http://www.roozbeh.net

نویسنده:روزبه روزبهانی

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در سه شنبه 6 فروردین1387 و ساعت 15:0
صلح
سلام به همه ی آدما...

سیاه... سفید...

مسلمونای محترم... مسیحیای عزیز ..... زرتشتیان گرامی

خلاصه همه....

امروز چند تا قسمت از شعر معروف صلح(یانیس ریتسوس)رو میذارم

تا از جو جمهوری اسلامی خارج بشیم!

 

 

صلح ، عطر غذا در شامگاهان است(وجود نداره!)

هنگام كه توقف ماشيني در خيابان نه به معناي ترس است(میشه؟)

هنگام كه صداي كوبشي بر در ، به معناي حضور رفيقي است(نه اصلا!)

و گشودن پنجره اي در هر ساعت به معناي آسماني است كه چشم هايمان را به ميهماني زنگوله هاي دور دست رنگ هايش مي برد ، (خودتون میدونین!)

صلح است اين

هنگام كه زندان ها به كتابخانه ها بدل گشته اند(همه چیز ممکنه!)

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در شنبه 3 فروردین1387 و ساعت 20:59
عید همگی مبارک.....

سلام به همه ی دوستای مهربونم

این دفعه قرار بود فقط عکس باشه

ولی..........

همیشه یه حرفایی تو دل آدم میمونه ...........

برای همه ی فرشته های زمینی سال خوب -پر از شادی-آزادی-سلامتی و همه ی سین های خوب دیگه!آرزو میکنم

و یه چیز دیگه:

http://irandokht1981.blogfa.com/

سر بزنین پشیمون نمیشین!

دوستدار شما

                         ستاره

 

 

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در سه شنبه 28 اسفند1386 و ساعت 12:22
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم.

سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 شاهنشاهی و 1387 خورشیدی. اگرچه پیامبراسلام 1387سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1387 سال می باشد. به سرزمین خود ببالید

 

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در یکشنبه 26 اسفند1386 و ساعت 11:45
هفت سین!!!!!!
هفت سين بعضیا!!!!! : سنگسار، سرکوب، سانسور، سلول، سياهچال، سوگواري، سياه پوشي و سينه زني

نمیخواستم چیزی بگم ولی انگار دل خیلیا خونه....

این جز نظرات یکی از دوستان محترم هست.....

<<پیشنهاد میکنم اینها را هم اضافه کنید:
سرطان-سردرد-سل-سرخک-سیاه زخم-سکته-
البته چند تای دیگم میگم ولی شما باید خودتون س به اول اون اضافه کنید
شکنجه-قطع اعضای بدن-شلاق-بریدن سر-یورش -

>>

و با تمام این حرف ها....

 

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در جمعه 24 اسفند1386 و ساعت 19:7
من یا تو؟؟؟

 

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر

می تواند تنها یك همسر داشته باشد


و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی...

برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه لازم است

 ولی تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی!

در محبسی به نام بكارت زندانی است


و تو . . .

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی


او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد.


او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی

او مادر می شود و همه جا می پرسند


نام پدر....


و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود ...مادر می شود ...پیر می شود و میمیرد

وقرن هاست كه اوعشق می كارد و كینه درو می كند

چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان


جوانی بر باد رفته اش را می بیند

و در قدم های لرزان مردش ،گام های شتابزده جوانی برای رفتن

و درد های منقطع قلب مرد ،

سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده


و پیری مرد


رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند...

و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد.


خداوندا تو میدانی که انسان بودن


و ماندن در این دنیا چه دشوار است


چه رنجی میکشد آنکس که انسان است


و از احساس سر شار است . . . . .

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در سه شنبه 14 اسفند1386 و ساعت 21:3
اینجا ایران است .....
اینجا ایران است .

حكومتش ،حكومت امام زمان است .

همه کارها بر مبنای قرآن است .

رهبرش ،رهبر مستضعفین جهان است .

قوت غالب مردم نان است .

 بهای نان،به قیمت جان است .

ثروتش برای فلسطینیان است .

دانشگاهش ،ستاره باران است .

جای روشنفكرانش ، زندان است .

هر كه فریاد بزند ،از كافران است.

اینجا ایران است .......

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در شنبه 27 بهمن1386 و ساعت 1:2
آزادی......
آزادی هدف زندگی است.


بدون آزادی زندگی ابدا معنی ندارد .


منظور از آزادی - آزادی سیاسی - اجتماعی یا اقتصادی نیست .


آزادی یعنی آزادی از زمان - آزادی از ذهن و آزادی از آرزو...

--------------------------------------------------------------------

و شیفتگان پرواز را میل خزیدن نیست..

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت 18:53
ایران عزیزم
چرا باید به ایران افتخار كنیم ؟

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه سیستم اگو یا فاضلاب را جهت تخلیه آب شهری به بیرون از شهر اختراع كرد ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه اسب را به جهان هدیه كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه حیوانات خانگی را تربیت كردند و جهت بهره مندی از آنان استفاده كردند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه مس را كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه آتش را در جهان كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه ذوب فلزات را آغاز كردند ایرانیان بودند در شهر سیلك در اطراف كاشان .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه كشاورزی را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه نخ را كشف كردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه سکه را در جهان ضرب كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه كشتی یا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یكی از پادشاهان زن ایرانی.

آیا میدانید : اولین ارتش سواره نظام در دنیا توسط سام ایرانی اختراع شد با 115 سرباز .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پیش در جنوب ایران ، ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه شیشه را كشف كردند و از آن برای منازل استفاده كردند ایراینان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه زغال سنگ را كشف كردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه مقیاس سنجش اجسام را كشف كردند ایرانیان بودند .

 آیا میدانید : اولین مردمانی كه به كرویت زمین پی بردند ایرانیان بودند .

آیا میدانید : اولین مردمانی كه قاره آمریكا را كشف كردند ایراینان بودند و كریستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهای ایرانی كه در كتابخانه واتیكان بوده به فكر قاره پیمایی افتادند .

آیا میدانید : كلمه شاهراه از راهی كه كورش کبیر بین سارد پایتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .

آیا میدانید : كورش كبیر در شوروی سابق شهری ساخت به نام كورپولیس كه خجند امروزی نام دارد . آیا میدانید : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و برای ابراز محبت به بابلی ها به خدای آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بیش از 1000 متر بلندی داشت برای اثبات حسن نیت خود به آنان تاج گذاری كرد .

آیا میدانید : اولین هنرستان فنی و حرفه ای در ایران توسط كورش كبیر در شوش جهت تعلیم فن و هنر ساخته شد .

 آیا میدانید : دیوار چین با بهره گیری از دیواری كه كورش در شمال ایران در سال 544 قبل از میلاد برای جلوگیری از تهاجم اقوام شمالی ساخت ، ساخته شد .

آیا میدانید : اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و كشوری به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را كورش كبیر در ایران پایه گذاری كرد .

 آیا میدانید : كمبوجبه فرزند كورش بدلیل كشته شدن 12 ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ایرانی در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از میلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر یك نقاشی دیواری وجود دارد كه كمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد . او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نكرد و بی احترامی به آنان ننمود .

 آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار 520 قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر تهاد و برای همین مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داریك ( طلا ) و سیكو ( نقره ) را در اختیار مردم قرار داد كه بعدها رایج ترین پولهای جهان شد .

آیا میدانید : داریوش كبیر طرح تعلمیات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت كاملا رایگان بنیان گذاشت كه به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند كه به همین مناسبت خط آرامی یا فنیقی را جایگزین خط میخی كرد كه بعدها خط پهلوی نام گرفت .

 ( داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود می اندیشید . )

 

 

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در سه شنبه 11 دی1386 و ساعت 17:25
کو گوش شنوا(وصیت نامه ی داریوش)
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

|+|
نوشته شده توسط سنجاقک در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت 17:34